آیا بعد از مرگ دوباره در یک بدن دیگر متولد می‌شویم؟

4
4
زمان مطالعه: 4 دقیقه
در این مقاله، ما قصد داریم ابتدا به تاریخچه و منشأ ایده تناسخ پرداخته، سپس به معرفی و بررسی مهمترین دیدگاه‌ها و نظریات در مورد تناسخ بپردازیم. همچنین، سوالی که بسیاری از افراد دارند و آن این است که آیا پس از مرگ در یک بدن دیگر دوباره متولد می‌شویم، را به عنوان یک بخش مهم از مقاله مورد بررسی قرار دهیم و تلاش کنیم به تحلیل عقلانی و علمی این سوال پرداخته و نظرات مختلف را مورد ارزیابی قرار دهیم.

“تناسخ و زندگی  پس از مرگ در یک بدن دیگر” موضوعی جذاب و پیچیده است که ارتباطی با مفهوم انسانی و مرگ دارد. تناسخ یکی از مسائلی است که در طول تاریخ مورد توجه و مورد بحث قرار گرفته و باورها و نظریات متنوعی درباره آن وجود دارد. امروز در دلتا مگ، ما سعی داریم به تبیین مفاهیم تناسخ و ایده زندگی پس از مرگ در یک بدن دیگر پرداخته و نظرات مختلف مردم و علمای مختلف را مورد بررسی قرار دهیم.

تناسخ چیست؟

تناسخ به عنوان ایده‌ای که بر اساس آن، انسان پس از مرگ به شکلی یا دیگر به زندگی بازمی‌گردد، از منظر مذهبی و فلسفی مطرح شده و موضوعی بسیار مورد بحث و گفت‌وگو در انواع اجتماعات و مذاهب است. از یک طرف، افرادی وجود دارند که به اعتقاد به تناسخ پرداخته و آن را به عنوان یک راه‌حل برای ادامه وجود و تکامل انسان می‌پذیرند. از طرف دیگر، علم و عقلانیت به موضوع تناسخ با انتقادات مختلف نگریسته و معتقد به ضرورت ارائه مدل‌های علمی توضیح دهنده آن هستند.

این مقاله به عنوان یک آغاز برای بحث در مورد تناسخ و پس از مرگ در یک بدن دیگر، اهمیت دارد و به مطالعه و تفکر علمی درباره این موضوع تشویق می‌کند.

تناسخ چیست؟

کدام دانشمندان به تناسخ اعتقاد دارند؟

اعتقاد به تناسخ مسئله‌ای است که نه تنها در میان دین‌ها و فلسفه‌ها بلکه در بسیاری از جریان‌ها و ادبیات مختلف وجود دارد. این مفهوم تناسخ به طور عام به باور در مرور چرخه‌های مکرر تولد و مرگ انسان یا جانداران اشاره دارد. در اینجا چند نمونه از دانشمندان و شخصیت‌های معروفی که به تناسخ اعتقاد داشته‌اند یا تئوری‌ها و نظریاتی در این زمینه ارائه کرده‌اند را معرفی می‌کنیم:

  • پیتا دیوید بلوم: او یکی از شخصیت‌های شناخته شده در زمینه تناسخ بوده و کتاب “زندگی بعد از مرگ” را نوشته است.
  • آلن کاردک: آلن کاردک، نویسنده و فیلسوف برجسته، به تناسخ اعتقاد داشت و در اثرهای ادبی خود به این موضوع اشاره داشت.
  • هلنا بلافاتسکی: او یکی از دانشمندان شناخته شده در زمینه تحقیقات پسازندگی و تناسخ بوده و در این حوزه کارهای متعددی انجام داده است.
  • چارلز ــ تارت: چارلز تارت، دانشمند انگلیسی، در کتاب “زندگی بعد از مرگ” به ارائه دلایل و مدارکی در اثر تحقیقات خود پیرامون تناسخ پرداخت.
  • برایان وایس: او یک روانشناس و پژوهشگر معروف در زمینه تجربیات نزدیک به مرگ (NDE) است و به اعتقاد به تناسخ پرداخته است.

آیا تناسخ با باور اسلامی تناقض دارد؟

تناسخ یک مفهوم که در باورهای اسلامی و عقاید دینی مختلف تا حدودی پیچیدگی دارد و در این زمینه نظرات متعدد وجود دارد. در اسلام، برخی از عقاید تناسخ را قبول نمی‌کنند، در حالی که برخی دیگر ممکن است به این مفهوم اعتقاد داشته باشند.

  • نقل از قرآن: تناسخ به طور کلی در قرآن به صورت صریح ذکر نشده است و بسیاری از علما و مفسرین اسلامی به تناسخ اعتقاد ندارند.
  • مفهوم تناسخ در اسلام: برخی از افراد به تناسخ به عنوان یک مفهومی از ادیان یا عقاید قدیمی اشاره می‌کنند و ادعا می‌کنند که در دوران اولیه اسلام تناسخ در عقاید وجود داشته است.
  • تأثیر فلسفه و مذاهب دینی دیگر: تأثیرات فلسفه و ادیان دیگر بر برخی عقاید مسلمانان ممکن است تفسیر‌های متنوعی را در مورد تناسخ ایجاد کند.
  • رأی‌های مختلف مراجع دینی: مراجع دینی مسلمانان ممکن است دیدگاه‌های مختلفی نسبت به تناسخ داشته باشند. بعضی از آیت‌الله‌ها و مراجع دینی ممکن است تناسخ را تناقضی با اصول اسلامی بدانند، در حالی که دیگران ممکن است به آن باور داشته باشند.
مطلب پیشنهادی:  زمین، سیاره عجیب و غریب منظومه شمسی!

آیا تناسخ از نظر علمی امکان پذیر است؟

تناسخ از نظر علمی یک موضوع بسیار پیچیده و مورد بحث است. تاکنون هیچ دلیل علمی قاطعی برای وجود تناسخ ارائه نشده است و این مفهوم از نظر علمی بسیار مشکوك و تأملی است. در زیر چند نکته مهم در مورد تناسخ از نظر علمی آورده شده است:

  • عدم دلایل علمی: تا کنون هیچ شواهد علمی قاطعی برای وجود تناسخ یا انتقال روح یا ذهن از یک بدن به بدن دیگر ارائه نشده است. علم در تلاش برای توضیح پدیده‌ها و اتفاقات بر مبنای دلایل قابل مشاهده و اندازه‌گیری است.
  • معتبر نبودن تجربیات نزدیک به مرگ: تجربیات نزدیک به مرگ (NDE) اغلب به عنوان دلیلی برای تناسخ ذکر می‌شوند، اما این تجربیات هنوز به عنوان دلیل علمی قابل قبول مورد تأیید نیستند.
  • قانون تبدیل جریان انرژی: قانون حفظ انرژی و تبدیل جریان انرژی در جهان طبیعی نظریه مهمی است و تناسخ با این قانون در تناقض قرار می‌گیرد. این قانون به معنایی نشان می‌دهد که انرژی و ماده نمی‌توانند از بین بروند یا تبدیل به چیز دیگری شوند.
  • تناقض با علم پزشکی: علم پزشکی و زیست‌شناسی تجزیه و تحلیل فرآیندهای زیستی و عملکرد بدن انسان را بر مبنای علم و دلایل زیست‌شناسی انجام می‌دهد، و تناسخ با بسیاری از اصول و دانش‌های پزشکی در تناقض است.

به طور کلی، تناسخ از نظر علمی به عنوان یک مفهوم پذیرفته نشده و مورد تأیید نیست. هرچند این یک موضوع جذاب برای بسیاری از افراد است و در زمینه‌های مذهبی و فلسفی بسیار بحث‌برانگیز می‌باشد، اما بر اساس اطلاعات و دلایل علمی کنونی، وجود تناسخ تأیید نشده است.

سخن آخر

تناسخ یکی از موضوعاتی است که تاریخی طولانی دارد و هنوز هم بحث و گفتگو در مورد آن ادامه دارد. از نظر علمی، تاکنون هیچ دلیل قاطعی برای وجود تناسخ ارائه نشده است و این مفهوم در تضاد با بسیاری از اصول علمی و فیزیکی قرار دارد. برخی از افراد از منظر دینی به تناسخ اعتقاد دارند، در حالی که بسیاری از دانشمندان عصر حاضر به تناسخ اعتقاد ندارند.

آیا شما به تناسخ اعتقاد دارید؟

تعداد کلمات مطلب: 915

اپلیکیشن مجله دلتا

4 دیدگاه

  1. ناشناس

    17 آبان 1402 در 0:20 ق.ظ

    خیلی عالی بود من اعتقاد دارم

    پاسخ

  2. علی

    19 آبان 1402 در 9:27 ق.ظ

    🙏🙏

    پاسخ

  3. حکمت خسروانی

    26 آذر 1402 در 9:47 ب.ظ

    باز آمدم چون عید نو تا قفل زندان بشکنم/این چرخ مردمخوار را چنگال و دندان بشکنم
    (یعنی شمس تبریزی به مولانا بلخی رومی وصل پنج را داد و رومی آواتار شد و چرخ مردمخوار را شکست)
    رجعت به چرخ مردمخوار (#فرگشت) و تکامل معنوی:

    از جمادی مُردم و نامی شدم / وز نما مُردم به حیوان برزدم
    مُردم از حیوانی و آدم شدم / پس چه ترسم کی ز مردن کم شدم
    حملهٔ دیگر بمیرم از بشر / تا بر آرم از ملایک پر و سر
    وز ملک هم بایدم جستن ز جو / کل شیء هالک الا وجهه

    صد هزاران سال بودم در مطار/ هم‌چو ذرات هوا بی‌اختیار
    گر فراموشم شدست آن وقت و حال/یادگارم هست در خواب ارتحال
    شیر آن ایام ماضیهای خود/ می‌چشم از دایهٔ خواب ای صمد

    مائیم که گه نهان و گه پیدائیم/ گه مؤمن و گه یهود و گه ترسائیم
    تا این دل ما قالب هر دل گردد / هر روز به صورتی برون می‌آئیم

    آن سرخ قبایی که چو مه پار برآمد/امسال در این خرقه زنگار برآمد
    آن ترک که آن سال به یغماش بدیدی / آنست که امسال عرب وار برآمد
    آن یار همانست اگر جامه دگر شد / آن جامه به در کرد و دگربار برآمد
    آن باده همانست اگر شیشه بدل شد/ بنگر که چه خوش بر سر خمار برآمد
    ای قوم گمان برده که آن مشعله‌ها مرد/آن مشعله زین روزن اسرار برآمد

    یک مدتی ارکان بدی یک مدتی حیوان بدی /یک مدتی چون جان شدی جانانه شو جانانه
    تو از آن روزی که در هست آمدی/ آتشی یا بادی یا خاکی بدی
    گر بر آن حالت ترا بودی بقا /کی رسیدی مر ترا این ارتقا

    از مبدل هستی اول نماند/هستی بهتر به جای آن نشاند
    هم‌چنین تا صد هزاران هستها/ بعد یکدیگر دوم به ز ابتدا

    کان نفس (روحی) خواهد ز باران پاک‌تر / وز فرشته در روش دراک‌تر (آگاه تر)
    عمرها بایست تا دم پاک شد/ تا امین مخزن افلاک شد

    سرای را بدهد جان و خواجه ایش کند/ چو خواجه را بکشد باز از او سرا سازد
    اگر چه صورت خواجه به زیر خاک شدست/ضمیر خواجه وطنگه ز کبریا سازد
    به چشم مردم صورت پرست خواجه برفت/ ولیک خواجه ز نقش دگر قبا سازد
    چون دوم از اولینت بهترست/ پس فنا جو و مبدل را پرست
    صد هزاران حشر دیدی ای عنود / تاکنون هر لحظه از بدو وجود

    آمده اول به اقلیم جماد/ وز جمادی در نباتی اوفتاد
    سالها اندر نباتی عمر کرد / وز جمادی یاد ناورد از نبرد
    وز نباتی چون به حیوانی فتاد / نامدش حال نباتی هیچ یاد
    هم‌چو میل مفرط هر نو مرید/ سوی آن پیر جوانبخت مجید
    جزو عقل این از آن عقل کلست /جنبش این سایه زان شاخ گلست
    سایه‌اش فانی شود آخر درو/ پس بداند سر میل و جست و جو
    باز از حیوان سوی انسانیش/ می‌کشید آن خالقی که دانیش
    هم‌چنین اقلیم تا اقلیم رفت/ تا شد اکنون عاقل و دانا و زفت
    عقلهای اولینش یاد نیست/ هم ازین عقلش تحول کردنیست
    باز از آن خوابش به بیداری کشند / که کند بر حالت خود ریش‌خند
    که چه غم بود آنک می‌خوردم به خواب/ چون فراموشم شد احوال صواب
    چون ندانستم که آن غم و اعتلال / فعل خوابست و فریبست و خیال
    هم‌چنان دنیا که حلم (خواب)نایمست / خفته پندارد که این خود دایمست
    جلال الدین #رومی بلخی #مولانا

    آن که پُرنقش زد این دایره ی مینایی/ کس ندانست که در گردش پرگار چه کرد
    گره ز دل بگشا وز سپهر یاد مکن/ که فکر هیچ مهندس چنین گره نگشاد
    ز انقلابِ زمانه عجب مدار که چرخ /از این فسانه هزاران هزار دارد یاد
    #حافظ
    نتیجه این تکرار ها تکامل معنوی است

    پاسخ

  4. ناشناس

    29 بهمن 1402 در 3:44 ب.ظ

    بی نظراست.

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشتر ببینید در دانستنی

همچنین بخوانید

4 ترفند کاربردی برای باز کردن گره گردنبند

گردنبندها از جمله زیورآلات محبوب هستند که به زیبایی و ظرافت می‌افزایند. اما گاهی اوقات، با…