خانه گردشگری کاروانسرای زین الدین ، جایی که فقط تویی و صحرا و خدا

کاروانسرای زین الدین ، جایی که فقط تویی و صحرا و خدا

۴
2
خیلی گردشگران و کویرنوردان بودند که این‎همه راه رو اومده بودند تا برای یک شب هم که شده در این کاروانسرا بخوابن! حتی فقط یک شب!
کروانسرای زین الدین

توی مسیر، که به سمت کاروانسرای زین الدین می‎رفتیم، همش به این فکر بودم که واقعاً داریم می‎ریم کاروانسرا؟! متصورِ یک تل خاک بودم که دیوارهایی کاهگلی روش بنا کردند. تازه همون هم  یکی در میون ریخته و جونِورهایی مثل عقرب و مار و… دارن اون اطرف راه می‎رن. حتی فکر می‎کردم شاید بزمجه‎هایی رو ببینم که زبونشون رو بیرون آوردن و منتظر من نشستن! ناراحت این بودم که باید شب روی سکوهایی بخوابم که دورِ حیاط ساخته شدن و یک گلیم روشون پهن شده و مجبورم تا صبح خودم رو تو بقچه بپیچم و روی کوله‎پشتیم بخوابم! آخه این چه سفری بود؟ اما فکر می‎کنین با چی مواجه شدم؟

اینجا یه مسافرخانه بود با اتاق‌های متعدد، با امکانات رفاهی. واقعاً باورکردنی نبود. شاه‌نشین هم داشت که من تا حالا ندیده بودم.

کروانسرای زین الدین

وقتی وارد شدم اولین چیزی که به چشمم خورد، رنگ آبیِ یکی از درها بود و پرده‎های ترمه‎ای که به خاطر سردیِ شب یا آفتاب تند روز جلوی حجره‎ها کشیده بودند. اون رنگ و اون شکل من رو دقیقاً یاد خونه مادربزرگه انداخت.

کاروانسرای زین الدین تنها در کویر

خیلی قشنگ بود. یک مسافرخانه گرد که فقط اسم کاروانسرا داشت. البته که در قدیم در دوران صفویه یک کاروانسرای پر رونق بوده. اما امروز واقعاً کاربریِ هتل داره و اونجا فهمیدم تا چند وقت پیش فقط به توریست‎ها اتاق اجاره می‎دادن، چون همه گردشگران تمام خواسته‎شون این بوده برای یک شب هم که شده توی این مکان زیبا و خاطره‎انگیز بمونن. کاروانسرای زین الدین تنها، اما استوار وسط کویر ایستاده بود. یک بنای گرد با 5 تا برج که دورترها برای مراقبت از کاروانان مهمان، ازشون استفاده می‎شده. دو طرف حیاطِ قشنگش پله‎هایی بود که به پشت‎بام می‎رفت. وقتی رسیدیم، شب بود و اولین جایی که منو کشون‎کشون بردن، روی بام. باورکردنی نبود، دورتادور صحرا بود و تپه‎های ماسه‎ای. باد می‎وزید و آویزها رو تکون می‎داد. عده‎ای روی بوم با تلسکوپ ستاره‎ها رو می‎دیدن. برخی هم همون وسط خوابیده بودن.

کروانسرای زین الدین

منم به تبعیتِ بقیه دراز کشیدم. هنوز سرم به زمین نرسیده بود که ستاره‎ها منو سحر کردند. چنان درخشان، چنان نزدیک به همه ما، روی آسمان مخملی کویر نشسته بودند، که فکر می‎کردی اگر دستت رو دراز کنی می‎تونی یکی‎شو بچینی.

کروانسرای زین الدین

در کاروانسرای زین الدین چه خبر؟

 چیزی به عنوان اتاق نداشت. یک عمارت گرد بود که وقتی وارد می‎شدی، دورتادورش رو فرش‎های نفیس دست‎بافی از سقف آویزون کرده بودند با فاصله‎های مشخص. داخل اون‎ها می‎تونستی وسایلت رو بگذاری و شب بخوابی. به دیوار‎ها طاقچه‎هایی بود که لوازم دم‎دستیت رو، روشون جا ‎می‎دادی. دقیقاً شبیه همون حجره‎ای بود که گفتم. یه کم هوا سرد بود اما داخل اون رو با شوفاژهای برقی گرم کرده بودند.

کروانسرای زین الدین

برق! اصلاً چیزهایی رو که می‎دیدم، باور نمی‎کردم. شاه‎نشین شده بود رستوران، بخشیش رو فرش‎های زیبا و چشم‎نواز انداخته و پشتی‎های دست‎باف گذاشته بودند که می‎تونستی اگر نمی‎خوای پشت میز و صندلی‎های امروزی باشی، راحت پات رو دراز کنی و دقیقاً مثل قدیم، سر سفره بشینی و غذا بخوری.

کروانسرای زین الدین

چه‎جوری بریم؟

برای رسیدن به کاروانسرای زین الدین باید بریم سمت مهریز، 40 کیلومتری اونجا. تقریباً نزدیک کرمان، دقیقاً وسط کویر؛ این‎جا یه حس بی‎نظیره که انگار فقط تویی و صحرا و خدا. صدای باد شگفت‎انگیز. می‎دونی نزدیک جاده ابریشمی. می‎دونی هزاران‎هزار نفر اومدن این‎جا موندن؟ از کجا معلوم خود مارکوپولو یک شب توی یکی از حجره‎ها نمونده باشه؟! تو یک بنای دایره‎ای‎شکل آجری، تنها کاروانسرای مدور با سکوهای کنارش و حوضِ به شدت جذابش که اون وسطه و تو رو به یاد لوکیشن فیلم‎های قدیمی می‎اندازه.

کروانسرای زین الدین

امیدوارم فرصتی باشه که یک شب رو توی کاروانسرای زین الدین بخوابین. هیجانِ بی‎حد کویرنوردی این‎جا به اوج خودش می‎رسه. شاد باشید.

بیشتر ببینید در گردشگری

۴ دیدگاه

  1. هاتف

    ۵ خرداد، ۱۳۹۸ در ۵:۰۳ ب.ظ

    خیلی زیبا است ممنون

    پاسخ

    • گلزار

      ۷ خرداد، ۱۳۹۸ در ۹:۳۸ ق.ظ

      بلی بلی
      سپاسگزارم 🙂

      پاسخ

  2. على سيار

    ۵ خرداد، ۱۳۹۸ در ۵:۰۰ ب.ظ

    خیلى باید جالب باشه ممنون از دست اندرکارانى که این موضوع رو تهیه کردند

    پاسخ

    • گلزار

      ۷ خرداد، ۱۳۹۸ در ۹:۳۹ ق.ظ

      بسیار هم عالی
      سپاسگزارم از حسن توجه شما
      شاد باشید 🙂

      پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.