خانه مطالب پیشنهادی افزایش شانس با ریسک های کوچک (+ویدئو)

افزایش شانس با ریسک های کوچک (+ویدئو)

۰
4
47
با تلاش و حس سپاسگزاری می‎توانید شانس‎تان را افزایش دهید.
افزایش شانس

تِد یا TED یک مجموعه همایش جهانی است که با شعار «ایده‌ها ارزش گسترش دارند» برگزار می‌شود. تمرکز اولیه تد روی تکنولوژی و طراحی بود، اما چند سالی است که سخنرانان به مباحث علمی، فرهنگی و دانشگاهی هم می‎پردازند.

برای دسترسی بهتر فارسی زبانان به این سخنرانی‎ها، مجله دلتا  دوبله کردن سخنرانی‎های تد را در دستور کار قرار داده است. شما می‎توانید علاوه بر مطالعه متن این سخنرانی‎ها، ویدئوی دوبله شده را هم در انتهای مطلب ببینید. ما برای اولین‎بار سخنرانی خانم تینا سلینگ در مورد «تعریف شانس و راه‎های افزایش آن» را با دوبله فارسی منتشر می‎کنیم.

من تقریبا دو دهه را سپری کرده‌ام تا ببینیم چه چیزی بعضی افراد را از بقیه خوش شانس‌تر می‌کند و تلاش می‎کنم به مردم کمک کنم شانس خودشان را افزایش دهند. من کارآفرینی تدریس می‎کنم و همه ما می‌دانیم که بسیاری از سرمایه گذاری‌های جدید شکست می‌خورند و نوآوران و کارآفرین ها به شانس بیشتری برای موفقیت نیاز دارند.

اما شانس چیست؟ اقبال به عنوان موفقیت یا شکستی تعریف شده که به وسیله شانس به دست آمده است و ظاهرا تعریف موثری به نظر می‌رسد، اما من، با مطالعه‎ی زیاد متوجه شدم که شانس به ندرت شبیه برخورد یک صاعقه است، بلکه بیشتر شبیه بادی است که به طور مداوم می‎وزد. گاهی آرام، گاهی به صورت تندباد و گاهی هم از جهاتی می‎وزد که حتی تصورش رو هم نمی‌کردید.

افزایش شانس

پس چگونه بادهای شانس را به دام می‎اندازید؟ کار آسانی است اما واضح نیست. من می‎خواهم سه نکته را با شما در میان بگذارم که بتوانید با آن برای گرفتن بادهای شانس، بادبان بسازید.

اولین کاری که باید انجام بدهید این است که رابطه‎تان را با خودتان تغییر بدهید و خطرات کوچکی را که شما را از کنج عافیت بیرون می‎آورند را بپذیرید. مثل تمام کارهایی که از دوران کودکی تا کنون انجام می‎دادیم. برای راه رفتن، حرف زدن، دوچرخه سواری و حتی یاد گرفتن فیزیک کوانتوم این خطرات را پذیرفته‎ایم.

باید هفته بعد از کسی که این هفته نمی‎توانست دوچرخه سواری کند، به یک دوچرخه سوار تبدیل می‎شدیم و موفقیت ما در گرو این بود که از کنج عافیتمان خارج شده و کمی خطر کنیم. ولی مشکل زمانی پدید می‎آید که بزرگتر می‎شویم. زیرا به ندرت این کار را انجام می‎دهیم و به نوعی اسیر تفکراتمان شده و دیگر تلاش نمی‌کنیم.

 حدود دوازده سال پیش، صبح خیلی زود در هواپیمایی به مقصد اکوادور بودم. من معمولا، فقط هدفون می‌گذارم و می‌خوابم و به ندرت بیدار می‎مانم یا کاری انجام می‎دهم، اما این دفعه تصمیم گرفتم کمی خطر کنم، پس با مردی که کنار من نشسته بود، صحبتی را شروع کردم. خودم را معرفی کردم و متوجه شدم که او یک ناشر است. این خیلی جالب بود.

ما یک مکالمه خیلی جالب با هم داشتیم و من همه چیز را مورد آینده‎ی صنعت چاپ و نشر از او آموختم. تقریبا سه چهارم از مسیر پرواز طی شده بود که تصمیم گرفتم یک ریسک دیگر بکنم. پس لپ تاپم را باز کردم و طرح پیشنهادی کتابم را با او در میان گذاشتم. این کتاب در مورد کارهایی بود که در کلاس انجام می‌دادم.

وی در نهایت احترام و ادب مطلب مرا تا آخر خواند و گفت: «می‌دونی، تینا، این مناسب ما نیست، اما متشکرم که به من گفتی.» هیچ اشکالی ندارد، این ریسک نگرفت. لپ‌تاپم را بستم و در پایان پرواز اطلاعات تماسمان را رد و بدل کردیم.

چند ماه بعد، با او تماس گرفتم و گفتم: «مارک، دوست داری به کلاس من بیایی؟ من یک پروژه در زمینه بازآرایی کتاب وآینده چاپ و نشر دارم.» و او گفت: «عالیه، دوست دارم بیایم.» او به کلاس من آمد. تجربه‎ی فوق العاده‎ای بود.

چند ماه بعد دوباره به او پیام دادم. این‎ بار، برای او یک سری کلیپ‌ ویدئویی از سایر پروژه‎هایی که دانشجویانم انجام داده بودند فرستادم. او جذب یکی از این پروژ‌ه‌ها شد و فکر کرد که می‎شود کتابی درباره‎ی آن چاپ کرد؛ بنابراین خواست که با آنها ملاقاتی داشته باشد. باید اعتراف کنم که کمی به من برخورد.

منظورم این است که او می‌خواست کتاب را با دانشجویانم چاپ کند نه با من. اما گفتم اشکالی ندارد. پس از همکاران دوستِ ناشرم دعوت کردم که به استنفورد بیایند و با دانشجویانم دیداری داشته باشند. جلسه تشکیل شد و بعد از آن همگی باهم ناهار خوردیم. همان موقع یکی از ویراستارانش به من گفت «هی، آیا تا به حال به فکر نوشتن کتاب افتادی؟»

گفتم: «جالبه، شما باید اینو بخونید.» و همان طرح پیشنهادی را که سال قبل به رئیسش نشان داده بودم را بیرون آوردم. و با این ریسک طی دو هفته من یک قرارداد داشتم و طی دو سال این کتاب بیش از یک میلیون نسخه در سراسر جهان به فروش رسید.

حالا، ممکن است بگویید «اوه، تو خیلی خوش شانسی.» البته که خوش شانس بودم، اما آن افزایش شانس ، نتیجه‎ی یک سری ریسک‌های کوچک بود که با سلام کردن شروع شد و هر کسی می‎تواند این‌ کار را انجام بدهد، فارغ از اینکه کجای زندگی و کجای جهان هستید. حتی اگر فکر می‎کنید که شما بدشانس‌ترین آدم دنیا هستید، بازهم می‎توانید این کار را با کمی خطر کردن انجام بدهید؛ چون این کار باعث می‎شود که از کنج عافیت طلبی‎تان بیرون بیایید و شروع به ساخت بادبان برای گرفتن شانس های زندگی‎تان کنید.

دومین چیزی که باید انجام بدهید این است که رابطه‎تان را با افراد دیگر تغییر دهید. باید درک کنید که همه‌ی کسانی که در مسیر زندگی به شما کمک می‎کنند، نقش مهمی را در رسیدن شما به اهداف‌تان بازی می‎کنند، بنابراین اگر از این افراد قدردانی نکنید، نه تنها این چرخه‌ی موفقیت شکل نمی‎گیرد، بلکه فرصت‎های دیگر را هم از دست می‎دهید.

در طول چند سال گذشته، تاکتیک‌هایی برای زندگی خودم پیدا کردم تا حس قدردانیم را پرورش بدهم. کار مورد علاقه‎ی من این است که در پایان هر روز، به تقویم خودم نگاه می‎کنم و تمام افرادی را که با آنها ملاقات کرده‎ام بازبینی می‎کنم و برای تک‌تک‌شان یادداشت تشکر می‎فرستم که تنها چند دقیقه طول می‎کشد. اما در انتهای هر روز، احساس فوق العاده‎ای مثل حس سپاسگزاری و قدردانی به من دست می‎دهد، و به شما قول می‌دهم که رعایت همین موارد است که شانس مرا افزایش داده است.

قدردانی

بنابراین، در اولین قدم برای افزایش شانس باید کمی خطر کرده و از منطقه راحتی‌‎تان خارج شوید. دوم، شما باید قدرشناسی خود را به دیگران نشان دهید. و سوم رابطه تان را با ایده‌ها تغییر بدهید. اکثر مردم به ایده‌های جدید نگاهی خوش بینانه ندارند و آن‌ها را قضاوت می‎کنند و عناوینی مانند «این یک ایده‎ی عالیه» یا «این یک ایده‎ی وحشتناکه» را به آنها نسبت می‎دهند، اما این در واقع یک نگاه سطحی‎ است. ایده‎ها الزاما نه خوب هستند، نه بد. در واقع، بذر ایده‌های وحشتناک اغلب چیزهای واقعا جالب توجهی هستند.

همه می‎دانیم که برخی از مردم در شرایط وحشتناکی متولد شده‌اند و شانس تنها گاهی مانند رعد و برقی است که با زندگی ما برخورد می‎کند. اما بادهای شانس همیشه هستند و اگر شما مایل باشید که کمی خطر کنید؛ همچنین به بیرون رفتن و نشان دادن قدردانی مایل باشید و دوست داشته باشید به ایده‌ها نگاه کنید، حتی اگر فکر و انجام آنها دیوانگی به نظر برسد، شما می‌توانید یک بادبان بزرگتر برای گرفتنِ بادهای شانس بسازید.

برای تماشای ویدئو های بیشتر به صفحه صدا و تصویر مجله دلتا مراجعه کنید.
  • طراحی خانه کوچک

    طراحی خانه کوچک فقط در ۱۸ مترمربع!

    امروز استفاده از طراحی‌های خلاقانه و چیدمان‌های نوین در صنعت ساخت و ساز و دکوراسیون داخلی …
  • پیراشکی گوشت

    تهیه پیراشکی گوشت خوشمزه

    پیراشکی‌ها انواع مختلفی دارند. یکی از خوش‌مزه‌ترین و پرطرفدارترین آن‌ها، پیراشکی گوشت است.…
  • فواید انگور

    انگور؛ مکمل طبیعی چاقی و لاغری

    میوه درمانی و به‎خصوص مصرف انگور می‎تواند فواید زیادی برای سیستم ایمنی بدن خانم‎ها داشته ب…
بیشتر ببینید در مطالب پیشنهادی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.